تاریخ مطبوعات شهر زنجان 
(بخش اول)
علی قشمی
اولین نشریه منتشر شده در زنجان «پروین خمسه» نام دارد که توسط عیسی قانونخواه زنجانی(ناصرالمله) در شهر زنجان تاسیس و منتشر گردیده است. عیسی قانونخواه که ابتدا نامش عیسی خان زنجانی بوده است در سال 1302 شمسی در تهران روزنامهای به نام «ناصرالمله» را منتشر کرده است و از همان زمان لقب ناصرالمله را با خود داشته است. میرزا عیسی خان زنجانی پس از شش سال که هفتهنامه ناصرالمله را منتشر نمیکردند در سال 1309 شمسی به مناسبت برقراری ثبت عمومی در زنجان درصدد تاسیس و انتشار روزنامه در زنجان برآمدند و بههمین منظور پروین خمسه را منتشر ساختند. اولین شماره روزنامه در روز شنبه 19 اسفندماه 1309 مطابق با 19 شوال 1349 و 9 مارس 1931 منتشر گردید.
روزنامه پروین خمسه در چهار صفحه و به قطع بزرگ با چاپ سربی در چاپخانه اقبال زنجان چاپ میشده است. از همان ابتدا سه صفحه روزنامه مخصوص درج اعلانات ثبتی و بقیهی مندرجات آن عبارت از یک سرمقاله به قلم مدیر مسئول و قسمتی از اخبار ممالک خارجه و اخبار شهرهای ایران و نیز قسمتی به نام وقایع محلی بوده است.
(۱۳۴۲ - ۱۲۷۰) ه-ق
بو گون اذیتِ یار و مذمتِ اغیار
خدا بیلیر کی منی عؤمرو دن ائدیب بیزار
منه بو عقل، اذیت ائدیر، دور ائی ساقی
گتیر پیاله، آپار عقلی، جانیمی قورتار
بنای – عؤمرومو بیر جام یله ائله ویران
دئییل بو عؤمر مگر مایه – غم و آزار
قتب نئجه دوهنین چئگنینی یوک آلتین دا
سیخار، سیخیب منی بو روزگار ناهنجار
گول اؤزون ائشیگه آتدی پرده دن ائی وای
ائویم ییخیلدی کی بوندان سورا ایشیمدیر زار
تپهی تاریخی شهر صایینقلعه
تپهی تاریخی صایینقلعه در داخل محوطه زیارتگاه امامزاده یحیی (ع) قرار گرفته است. وسعت این تپهی تاریخی بهمراتب بیشتر از تپهی موجود امروزی بوده است و احتمال دارد دو پنجم آثار آن در زیر خانههای اطراف و گذرگاههای عمومی جای داشته باشد.
وسعت کنونی تپه 4*60 و ارتفاع آن 4 متر میباشد. بررسیهای اجمالی نشان داده است که این تپه در سه دوره متمایز زیستگاه انسان بوده است.
قبرهای قرن هشتم هجری: آرامگاه کسانی است که همزمان با ساخته شدن بنای امامزاده یحیی، با عنایت به قداست امامزاده در محوطهی آن دفن شدهاند.
قبرهای اسلامی متاخر: آرامگاه کسانی است که بهجهت قداست امامزاده در محوطه آن دفن شدهاند و تقریبا تمام سطح تپه را پوشانیدهاند.
تپه اصلی: به اوایل هزارهی اول پیش از میلاد مسیح تعلق دارد.
شعری زیبا از هوشنگ جعفری:

امامزداه وزنهسر:
وزنهسر روستایی سرسبز و خرم در نزدیکی روستای درّام است برای رسیدن به این روستا اگر در مسیر آببر به طرف درام حرکت کنیم در سمت شمالی جاده باید تغییر مسیر دهیم. گردشگران و دوستداران طبیعت با آبشارهای بلند و زیبای وزنهسر آشنایی دارند این آبشارها در نزدیکی روستای وزنهسر چشماندازی بدیع ایجاد کرده است.
آتشکدهی گیلانکشه:
در محدودهی طارم واقع شده تماما سنگی است و ساخت آن به قرن هفتم و هشتم هجری قمری نسبت داده شده است. نوع معماری آتشکده نشان میدهد که کاربر این مکان همانند آتشکدهی تشویر بوده است.
آتشکدهی تشویر:
در 48 کیلومتری جنوب باختری رودبار و در یک منطقه کوهپایهای و ییلاقی روستای تشویر واقع شده است. آتشکده یا سردخانه در روستای تشویر و در مسیر راه جاده سرخه دیزج به گیلوان واقع شده است.
دبیرستان شریعتی (پهلوی سابق)
بنای فرهنگی تاریخی مدرسه شریعتی، در حالحاضر در ضلع شمال شرقی بافت قدیمی و در مرکز شهر فعلی زنجان در کنار یکی از خیابانهای اصلی (حد فاصل چهارراه سعدی و دروازه رشت) واقع شده است. ورودی اصلی آن به طرف جنوب میباشد.
این مدرسه در محله قدیمی «یوخارئ باشئ»، (محله بالا) قرار گرفته بود که بعد از دبستان توفیق و دبیرستان ملی سعادت (که در تاریخ 1304 هجری شمسی ساخته شدهاند) سومین و بزرگترین مدرسه در مقطع متوسطه بود و در دوران پهلوی ساخته شد. پایان ساخت آن به سال 1311 هجری شمسی باز میگردد.
سبک و ساخت بنا الهام گرفته از سیاق سنتی یک ایوانی با پلانی به شکل مستطیل میباشد. وجود محرابیهایی بهصورت متقارن بر بدنه داخلی ایوان با مقرنسکاری آجری و تزئینات پرکار در سطح ایوان به صورت تکنیک کاشی معرق و تلفیق آجر و کاشی مزین به انواع موتیفهای هندسی نگارههای انتزاعی گیاهی سقف و نمای خارجی، متاثر از مکتب هنری کاشیکاری دوران قاجار، جلوه خاصی به ایوان و نمای ورودی بنا بخشیده، تزئینات در نمای داخلی بر روی پوشش و اندود گچی اعمال شده ،شامل نگارهای گیاهی (گل و بوته) و خطوط نستعلیق با تکنیک تزئینی برجسته توپر و مشبک همراه با قالببندیهایی که بر بخشهایی از سطوح سقف و دیوارها و فضای ورودی اجراء شده که حاوی اشعاری به فارسی با مضامین عالی و بلند اخلاقی و ادبی است، همچنین دو کتیبه کاشیکاری شده در دو سوی تالار اجتماعات در جبهه شمال نمای داخلی مزین...
شیخ شهابالدین سهروردی زنجانی
شیخ شهابالدین سهروردی چهره برجستهای در حکمت، فلسفه و عرفان در فرهنگ ایران است. هشتم مرداد در کشور ما روز سهروردی نام گرفته است. او در سال 549 هجری قمری در قریهی سهروردِ زنجان دیده بهجهان گشود. اولین آموختههای او در شهر مراغه نزد مجدالدین جیلی بود. سهروردی نزد جیلی، فقیه مشهور آن زمان، فقه را آموخت و در همانجا و نزد همین استاد با فخر رازی، منتقد بزرگ فلسفه مشاء، همدرس بود. با آنکه این دو از نظر علمی تفاوتهای آشکاری با یکدیگر داشتند اما دوستی و قرابتی عجیبی میان این دو برقرار بود.
سهروردی پس از تکمیل تحصیلات به اصفهان رفت تا نزد ظهیرالدین فارسی، علم منطق را بیاموزد. او در همین شهر بود که برای نخستین بار با افکار ابنسینا روبرو شد و پس از مدتی تسلط خاصی بر آن پیدا کرد سهروردی پس از اتمام تحصیلات رو به عرفان و سلوک معنوی آورد. شیخ در جریان سفرهایش مدتی با جماعت صوفیه همکلام شد و به مجاهدت نفس و ریاضت مشغول شد.
هنگامی که سفرهای سهروردی گسترده تر شده بود به آناتولی رسید و از آنجا به حلب سوریه رسید. در همان شهر با ملک ظاهر، پسر صلاح الدین ایوبی، دیدار کرد. ملک ظاهر شیفته شیخ شده و مقدمش را گرامی داشت و از او خواست که در آنجا بماند. سهروردی پذیرفت و درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد. در همین مدرسه بود که شاگرد و پیرو وفادارش شمس الدین شهروزی به او پیوست.
پروفسور یوسف ثبوتی - چهرهی ماندگار
پروفسور یوسف ثبوتی چهرهی درخشان فیزیک و نجوم ایران و دانشـمند بزرگ همشهریمان، ذاتا انسان کم سر و صدایی است و روزنامهنویسها معمولا از موفقیتش دیرتر از دیگران مطلع میشوند. هنگامی که در اولین دورهی انتخاب "چهرههای ماندگار" علم و فرهنگ ایران قرار بود مورد تجلیل قرار بگیرد، خیلی بی سر و صدا جلسه همایش انجمن زنجانیها را تَرک گفت و به سالن همایشهای صدا و سیما رفت و ما شب واقعه را از تلویزیون تماشا کردیم. وقتی که در سال 2002 از سوی سازمان یونسکو بهعنوان پژوهشگر برگزیده رشته فیزیک جهان معرفی شد، خبر از طریق ماهواره ها به گوشمان رسید و حالا وقتی در روزنامه ها می نویسند «پروفسور ثبوتی پژوهشگر برگزیده سال» می گوید : «این که واسه خیلی وقت پیشه»!
دکتر ثبوتی که عضو همیشگی و وفـادار انجمن زنجانیها است، علاوه بر فیزیک و نجوم، دستی هم به قلم دارد. در کتابی که انتشارات زمان و جهان فرهنگ از چهره های ماندگار باعنـوان "مشاهیر معاصر ایران" منتشر کرده، او زندگینامهای شیرین و ساده برای خود نوشته است که بخشـی از آن را در اینجـا برایتان کپی میکنیم که حتما این کتاب را بگیرید و شرح کوتاهی از زندگی پروفسور یوسف ثبوتی به زبان خوش را کامل بخوانید:

در پی مصاحبه با اغلب مسگران پیشکسوت فعال و غیرفعال زنجان دریافتیم که در گذشته صنعتگران و هنرمندان مسگر با تلاش مستمر و خستگیناپذیر و با مهارت خاصی بهآنها جلوه میدادند، در نتیجه انواع ظروف مسی تولید و بهمصرف عموم میرسید، مازاد آن نیز به کشورهای همسایه از جمله ترکیه صادر شده و ارز آوری بسیار خوب بههمراه داشت. اما امروزه به علت بروز مشکلاتی در عرضهی فراوردههای دستی صنعت مس در بازار جهانی، رویکرد مردم در شهرها و روستاها به مصرف ظروفی چون استیل، روی، آلومینیوم، پلاستیک و غیره، عدم حمایت دولت از اعطای تسهیلات بانکی،بالا بودن حق بیمه صنعتگران و شاگردان در ازای درآمد کم، عرصه بر فعالان سختکوش این صنعت به شدت تنگ شده و باعث تعطیل شدن تدریجی کارخانهها و کارگاههای مسگری و بیکاری بیش از دو هزار نفر از فعالان این صنعت شد. بنا به گفته صنعتگران چند سال پیش در زنجان در حدود 300 گارگاه و 30 کارخانه مختلف به کار مس اشتغال داشتند و با تولید انواع ظروف مسی اشتغال داشتند و با تولید انواع ظروف مسی از قبیل «دیگ، سینی، مجمعه، پارچ، تشت، ملاقه، آبکش» و... نقش عمدهای در اقتصاد داشتند و بیش از دوهزار نفر در این کارگاهها به فعالیت مشغول بوده اند و افراد زیادی نیز از طریق صنایع جنبی و فروش ظروف مسی روزگار میگذراندند.
فیاضالدین کامکار
در سوم بهمنماه سال 1302 در قریهی نهروان ایجرود از توابع خمسه به دنیا آمد از سن شش سالگی در نزد پدر و عم خود (میرزا شکرالله) بهتحصیل مقدمات علوم قدیمه مشغول بوده و در سال 1312 بهاتفاق پدر خود به شهر قیدار کوچ کرده و در سن سیزده سالگی از 1315 شمسی در دبستان دولتی قیدار بااستفاضه از محضر شیخ اسحق صائینی طاب ثراه که از اجلهی فضلای زنجان و شخص وارستهای بوده تحصیلات ابتدایی را به پایان رسانیده و در سال 1321 در فرهنگ زنجان استخدام و بعد از گذراندن دورهی خدمت نظام تا سال 1334 بهسمت آموزگاری و مدیریت در فرهنگ زنجان بهخدمت مشغول و در خلال خدمت فرهنگی تا کلاس ششم ادبی را طی کرده از سال 1336 به قزوین منتقل شده و در آنجا به سمت بازرس اداری و مشاور حقوقی در ادارهی آموزش و پرورش آن شهر بهخدمت مشغول بوده است. کامکار افکار پخته اشعار روان و بیان شیرین که اینک چند قطعه از آن ذیلا درج میشود.
مستانه گؤزل
سنئ تارئ، ائیلهمه تئللریوه شانه گؤزل / قوْی او تئللر تؤکوله هر بیرئ بیر یانه گؤزل
آخیر عؤمروم قوْجا واختیم دا عزیزیم، نئجه گؤر / عئشقین ائتدئ من فرزانهنئ دیوانه گؤزل
گئجهلر آیه، گونوزلر گونه، یوخدور حاجت / اوزونو گر آچا عوریان چیخا ائیوانه گؤزل
ظولمودور گر مارالا من سنئ تشبیه ائلییم / اوخشادام یا کئ آلا گؤزلرئ جئیرانه گؤزل
گر جهنم ده اولام سنله گولستاندئ منه / گئتمیرم جننته سنسیز اوْ دئ غمخانه گؤزل
عالمین غملرینئ، من اؤزومه نوش ائدهرم / ائده بیر لحظه اگر، خنده - مستانه گؤزل
شهره - شهریدیم عابدلیگه، آمما عئشقین / رخنه سالدئ نئجه گؤر، دین یله ایمانه گؤزل
قاش کمان، کیپریگین اوخ، زولف کمندین، گؤرهنه / یوخدو جرات گله بیر کیمسه ده مئیدانه گؤزل
«کامکاره» بو خراب قزوین اولوبدور دوْستاق / فیکرئ وار بیرده قاییتسین گئنه زنگانه گؤزل

احمد نجفی (خطاط)
فرزند مرحوم شیخ محمد حسین نجفی زنجانی به سال 1324 ه.ق پا به عرصه هستی گذاشت از هفت سالگی در مدرسه مرتضوی ایرانیان در نجف اشرف مشغول تحصیل شد سپس به فرا گرفتن فقه واصول و نحو و صرف و ادبیات غربی پرداخت چون در طفولیت علاقه وافری به آموختن فنون خط داشت ضمن تحصیل زیر نظر اساتید خط به استنساخ کتب دینی و اجتماعی اشتغال ورزید تا بیست و پنج سالگی رسما در زمره خوشنویسان عصر در آمد و مشغول تحریر کتب مؤلفین و ناشرین شد کتیبههای ضرایح مقدسه ائمه معصومین علیهم السلام و امامزادهها و مساجد و بقاع متبرکه و دربهای طلا و نقره و آرامگاههای معروف مشروحه زیر:
تحریر کتیبههای: درب طلای حضرت امیرالمومنین(ع)- کتابخانه حضرت امیرالمومنین- درب نقره حرم سامرا- ضریح حضرت مسلم (ع) در کوفه- ضریح حضرت عبدالعظیم- ضریح حضرت رقیه در شام- ضریح امام رضا (ع)- کتیبه های مسجد و موزه قم- رواق آئینه زنانه حضرت معصومه(ع)- گنبد خواجه ربیع در خراسان- صحن کهنه قم- شاه نعمت الله در ماهان کرمان- آرامگاه ابو علی سینا در همدان- امامزاده سید محمد محروق در نیشابور- آرامگاه عمر خیام در نیشابور- آرامگاه شیخ فریدالدین عطار در نیشابور- مسجد شیخ صفی در اردبیل- مسجد جنت در اردبیل- بقعه طیبات در مرز افغانستان- آرامگاه نادرشاه در مشهد- مجستمه فردوسی در ایتالیا- مهمانخانه و نمایشگاه سفارتخانه دولت شاهنشاهی ایران در واشنگتن- قسمتی از دربهای آهنی مسجد شاه در تهران
برگهایی از تاریخ زنجان
پریسا فاتح
آنچه كه در اين نوشتار بدان پرداخته ميشود معرفي چند سفرنامه ترجمه شده به زبانهاي انگليسي و فرانسوي و آلماني است كه مطالبي قابل توجه و گاه مفصل از تاريخ زنجان در آنها آمده است اين كه چرا و چگونه توجه سياحان و جهانگردان اروپايي بهسمت ایران جلب شد و آنان با چه اهدافي راهي مسافرت نه چندان آسان و بي درد سر به ايران شدند مورد نظر ما نيست اما آنچه در اين مجال اندك قابل ذكر بهنظر ميرسد اين كه اهداف علمي و جهانشناسي در اين مسافرتها غالباً از كمترين ميزان ممكن توجه برخوردار بوده و در مقابل هدف غالب مسافران ايران تجارت و داد و ستد و كسب منافع و درآمد سرشار از طریق به يغما بردن نسخ خطي متعدد كتب فارسي و عربي و تركي موجود در ايران كه در سدههاي هفده و هيجده ونوزده ميلادي در اروپا خواهان و مشتريان بسيار داشت تجارت ابريشم و قالي و زيورآلات و البته اشياي عتيقه و ميراث باستاني ايرانيان بود البته بودند كساني كه در كنار سفیران رسمي و نمايندگان دول اروپايي به عنوان همراه سفر راهي ايران شده و حاصل مشاهدات خود را در طول سفر بهصورت سفرنامه در آوردهاند و انصاف بايد داد كه از لحاظ تاريخ نويسي محلي اين سفر نامهها در بسياري از موارد اطلاعات ذيقيمتي در مورد مناطقي كه مسافران از آنجا گذشته و مطالبي در مورد آن مواضع و جايگاهها و شهرها نگاشتهاند بهدست ميدهند.
مرمت غیر اصولی گنبد سلطانیه
کاشیهایی که یک سال هم دوام نیاورد
مهر: گنبد سلطانیه امروز همانند بسیاری از آثار تاریخی استان زنجان وضعیت مساعدی ندارد و نه تنها دیگر امیدی به بازسازی آن نیست بلکه بیم نابودی آن کابوس هنردوستان و فرهنگ دوستان زنجانی و کشور شده است.
مردم استان زنجان خاطره روز نصب آخرین کاشی مرمتی را به صورت نمادین توسط رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور بر بلندای سلطانیه نصب شد را از یاد نبردهاند اما امروز تنها با گذشت یکسال از زمان نصب این کاشی همچنان روند تخریب و نابودی گنبد به چشم میخورد.
کار بازسازی گنبد سلطانیه از سال 1348 آغاز شده است و طی این مدت گنبد سلطانیه در 9 دوره مورد بازسازی قرار گرفت.
گنبد سلطانیه بزرگترین گنبد آجری جهان در جلسه 24 تیرماه سال 84 کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر دوربان در کشور آفریقای جنوبی به عنوان هفتمین اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
کنوانسیون 1973 یونسکو در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی که با دارا بودن 178 کشور عضو یکی از گستردهترین قراردادهای بینالمللی است، خواستار همکاری بینالمللی در جهت حفظ میراث فرهنگی و طبیعی مشترک است.